الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

29

تفسير مجمع البيان (فارسى)

قتاده گويد : يعنى دلها از جاى خود كنده شد و اگر نبود كه گلو و حلقوم تنگى از آن ميكرد كه بيرون رود ، هر آينه بيرون ميرفت . ابو سعيد خدرى گويد : روز خندق گفتيم اى رسول خدا بفرما ما چه بگوئيم ، بحقيقت جان ما بگلو رسيد ، فرمود بگوئيد : اللّهم استر عوراتنا ، و آمن روعاتنا ، بار خدايا مستور و مصون دار ناموس ما را و ايمن فرما وحشت ما ، گويد پس آن را خوانديم ، پس چهره‌هاى دشمنان خدا بسبب باد تندى زده شد ، پس فرار كردند . فراء گويد : معناى بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ چنين است يعنى آنها ترسيدند و بيشترشان بجزع افتادند ، و شخص ترسو و جبان هر گاه ترسش سخت شد كبدش باد مىكند و وقتى كبد متورّم شد جان بگلو ميرسد . وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا يعنى گمانهاى شما دگرگون و مختلف - خواهد بود ، پس بعضى از شما گمان نصر و يارى خدا را ميبرد و برخى هم از خدا مأيوس و نااميد مىشود . حسن گويد : يعنى گمان مبريد گمانهاى مختلف منافقين خيال ميكنند كه محمد ( ص ) مستأصل و بيچاره مىشود و مؤمنين گمان ميكنند كه آن حضرت يارى مىشود . و بعضى گفته‌اند : افرادى كه ضعيف القلب و ايمان بودند مثل منافقين فكر ميكردند ، لكن اين معنى وارد نشده . و بعضى گفتند : كه اختلاف گمان آنها اين بود كه بعضى گمان ميكردند كه كفّار غالب ميشوند ، و بعضى گمان ميكردند كه ايشان بر شهر مدينه مستولى ميشوند ، و بعضى گمان ميكردند كه جاهليّت عود خواهد نمود